تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - مطالب ابر ماتئی ویسنی یک
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

یک کتاب یک حرف نگفته 10

هیچ چیز از آن انسان نیست

هرگز

نی قدرتش، نی ضعفش

و نی دلش حتی

و آن دم که دست به آغوش می گشاید،

سایه اش سایه ی صلیبی ست...

و آن دم که می پندارد خوشبختی اش را

در آغوش فشرده است

 آن را له می کند

زندگی او طلاقی عجیب و دردناک است

هیچ عشقی را سرانجام خوش نیست...

....

نمایشنامه ی خرسهای پاندا؛ به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد، همه ی کوشش خود را به کار گرفته است تا چیزکی خلاف آنچه این شعر می گوید ابراز دارد.

نفی تسلیم و عدم اختیار همان است که نویسنده در صدد بیان آن است. لحن، گیرا و موجز است. اتفاقها تازه اند و خواننده را یادآور هیچ لحظه ی مکرری نیستند. مرد داستان با حادثه ی نرمی روبروست که پایانی بر بیهودگی هایش است و زن داستان انگار از ابتدا تکلیفش با همه چیز و همه کس معلوم است. تنها در پی کسی ست که از بودن و شدن رهایی یابد.

اینکه ماتئی ویسنی یک این نمایشنامه را تحت تأثیر فلسفه ی شرق و تناسخ و این حرفها نوشته شکی نیست اما آنچه در این اثر ستودنی ست خلق لحظاتی ست که مخاطب را با حقیقت بودن روبرو می کند.

 

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان