شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

زمزمه ای جاودان

هنگام می و فصل گل و گشت (جانم گشت و خدا گشت و) چمن شد

در بار بهاری تهی از زاغ و (جانم زاغ و خدا زاغ و )زغن  شد

 از ابر کرم خطه ی ری رشگ ختن شد

دلتنگ چو من مرغ (جانم مرغ) قفس بهر وطن شد

چه کج رفتاری ای چرخ/ چه بد کرداری ای چرخ/ سر کین داری ای چرخ

نه دین داری / نه آئین داری/ (نه آئین داری) ای چرخ

 

از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

در سایه ی گل بلبل ازین غصه خزیده

گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه کج رفتاری ای چرخ/ چه بد کرداری ای چرخ/ سر کین داری ای چرخ

نه دین داری/ نه آئین داری/ (نه آئین داری) ای چرخ

 

خوابند وکیلان و خرابند وزیران

بردند بسرقت همه سیم و زر ایران

ما را نگذارند  به یک خانه ی ویران

یا رب بستان داد فقیران ز امیران

چه کج رفتاری ای چرخ/ چه بد کرداری ای چرخ/ سر کین داری ای چرخ

نه دین داری/ نه آئین داری/ (نه آئین داری) ای چرخ

 

از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن

مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن

غیرت کن و اندیشه ی ایام بتر کن

اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن

چه کج رفتاری ای چرخ/ چه بد کرداری ای چرخ/ سر کین داری ای چرخ

نه دین داری/ نه آئین داری/ (نه آئین داری) ای چرخ

 

از دست عدو ناله ی من از سر درد است

اندیشه هر آنکس کند که از مرگ نه مرد است

جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است

مردی اگرت هست کنون وقت نبرد است

چه کج رفتاری ای چرخ/ چه بد کرداری ای چرخ/ سر کین داری ای چرخ

نه دین داری/ نه آئین داری/ (نه آئین داری) ای چرخ

 

عارف ز ازل تکیه بر ایام ندادست

جز جام به کس دست چو خیام ندادست

دل جز بسر زلف دلارام ندادست

صد زندگی ننگ به یک نام ندادست

چه کج رفتاری ای چرخ/ چه بد کرداری ای چرخ/ سر کین داری ای چرخ

نه دین داری/ نه آئین داری/ (نه آئین داری) ای چرخ

 

پی نوشت: این تصنیف در دوره ی دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده است. بواسطه ی عشقی که " حیدر خان عمواغلی " بدان داشت میل دارم این تصنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد. (عارف قزوینی)

 

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic