شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سالگرد

یک سال گذشت و من به پاس گذشت این یک سال، یک ثانیه پلک نمی زنم و نفس نمی کشم.

 یک دقیقه سکوت می کنم و اخم می کنم.

 یک ساعت راه می روم و فکر می کنم.

... سالگرد تمام می شود.

با مشتهایم چشم هایم را می مالم و نفس عمیقی می کشم.

با اولین کسی که می بینم از اولین لطیفه ای که به خاطر می آورم می گویم و اول هم خودم می خندم.

 بعد شروع می کنم به دویدن تا دیگر تمرکز فکر کردن نداشته باشم و بتوانم یک سال دیگر را هم پشت سر بگذارم

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان