تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - مطالب تیر 1392
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آوار

“مواظب خودت باش” ؛  تنها بازمانده از تمام عاشقانه هایی است كه در هوای تو و من در آمد و رفت بودند.

برهنگی خیال

اگر می دانستی كه چه مسئولیت سنگینی بر دوش داری هرگز  شانه هایت را برهنه نمی كردی.

 بدان و آگاه باش كه چشمان تیزبین سرنوشت تو را نادیده نخواهد گرفت. تو پاسخگوی همه ی آن چیزهایی هستی كه گمان داری هرگز نبوده ای. اما چه كسی به خیالات تو وقعی می گذارد؟! تو محكومی به انسان بودن و باقی مكاتب همه كشك است. واقع گرایی بوی آرمان گرایی گرفته و آرمان گراها به پوچی بی و حد ومرزی رسیده اند كه سر از پا نشناخته گویا تا قیام قیامت صحراهای اساطیری را در خواهند نوردید. زمینی ها به آسمان پرگشوده اند و پروانه ها ی صوفی در حسرت پیله، شهامت بازی با آتش را از دست داده اند.

در چنین همهمه ای تو از سبك خود تقلید می كنی و به پیرهن نخ نما شده ی استقلال مفتخری. چرخ دنده های زمان تو را در هم چرخیده است و تو پا به پا می كنی لبه ی یك استخر كم عمق و رویای اقیانوس از وجود موجه ات یك رمانتیك ساخته با مایو و كلاه و عینك شنا كه وجاهت یك قواص را هم ندارد.

برهنگی ات مرا می آزارد ای جان! برو لباسهای زمستانی ات را تن كن كه عجیب در آنها با ابهت می شوی. به درك كه آفتاب سینه كش دیوار است! من خبر از طلوعی دیگر دارم كه جهت نمی شناست و گرمایش منافاتی با شال گردنت ندارد. تن به این خیال كه می گویم بسپار و چشم بند از چشمان اسب عصاری باز كن!     

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان