شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پاییز

پاییز بی رحمی بود.

حسن یوسف توی گلدان تازه اش ریشه نگرفت و آرام آرام، آنقدر برگهایش ریخت تا خشک شد. مرغ عشق ماده توی لانه خزید و آنقدر آن تو ماند و دانه نخورد تا مرد.

حالا گلدان تازه با شاخه های خشکیده ی حسن یوسف کنار پنجره ی اتاقم چپ چپ نگاهم می کند و مرغ عشق نر، گوشه ی قفس کز کرده و نمی دانم در چه فکری است. پاییز ذوقم را کور کرده... نمی دانم چطور کورمال کورمال از پس شبهای زمستان بربیایم.

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان