تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - مطالب دی 1390
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

طاعون زده

... و شادی التهابی است که لذت بردن از آن ممکن نیست.     

پارادوکس زمستانی

طعم تازه ای دارد اینکه دارم مزمزه اش می کنم. مثل یک خواب زمستانی ست توی گرگ و میش اردیبهشت.

خلسه ی بی نظیری دارد. زمان را گم می کنی و مکان اصلا برایت مهم نیست. توی خواب و بیداری پتو را تا زیر چانه ات بالا می کشی و از اینکه لازم نیست به هیچ چیز فکر کنی لبخند می زنی. چشمهایت از لهیب آتش می سوزند و گونه هایت از گرما گل انداخته اند. پلکها را برهم می نهی و انگار می کنی که از هوش رفته ای. پشت پنجره ابرهای بهاری بی مهابا باریدن گرفته اند و تو از این همه نشئگی که در خلاء گرفتارت کرده شادمانی.

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان