شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

طاعون زده

... و شادی التهابی است که لذت بردن از آن ممکن نیست.     

How do I stretch my Achilles tendon?
1396/06/27 ساعت 07 و 59 دقیقه و 19 ثانیه
I think this is among the most vital information for me.
And i am glad reading your article. But should remark on some general things, The web
site style is ideal, the articles is really nice : D.

Good job, cheers
Foot Complaints
1396/05/13 ساعت 22 و 14 دقیقه و 42 ثانیه
I was recommended this web site by my cousin. I'm not sure whether this post is written by him as no
one else know such detailed about my trouble. You're wonderful!
Thanks!
How you can increase your height?
1396/05/10 ساعت 23 و 59 دقیقه و 18 ثانیه
Great post. I'm facing a few of these issues as well..
Where are the femur tibia and fibula?
1396/05/10 ساعت 02 و 24 دقیقه و 29 ثانیه
Greate pieces. Keep posting such kind of info on your blog.
Im really impressed by your blog.
Hello there, You have performed a great job. I'll definitely digg it and individually recommend to
my friends. I'm sure they will be benefited from this web site.
سید میثم رمضانی
1390/11/17 ساعت 23 و 27 دقیقه و 13 ثانیه
سلام ودرود
جشنواره داستانک " دخیل ".(داستانک های 73 کلمه ای )

جشنواره ای بدون وابستگی به نهادهای دولتی .

مهلت ارسال آثار 25 بهمن 1390
ادرس جشنواره:

http://vakillmodafe.blogsky.com
پویا
1390/11/17 ساعت 14 و 20 دقیقه و 06 ثانیه
راست می‌گی ها !!

این بیداری‌ها برای‌مان چه تعبیری داشته که حالا خواب‌هایمان داشته باشد.

ممنون
پریا
1390/11/15 ساعت 11 و 53 دقیقه و 52 ثانیه
نه
ممکن نیست...
نعمت‌اللهی
1390/11/10 ساعت 10 و 28 دقیقه و 16 ثانیه
سلام

داستان یک بازنویسی کلی شد و عنوانی هم برای آن انتخاب کردم.

اکر متن قبلی را نخوانده‌ای، خبر بده تا متن جدید را برایت ارسال کنم.

ممنون
razieh
1390/11/9 ساعت 15 و 27 دقیقه و 31 ثانیه
من که می گویم شادی یعنی همین آن.
محیا
1390/11/8 ساعت 12 و 34 دقیقه و 37 ثانیه
و شادی
نیست
مثل تو
کجایی؟
پریا
1390/10/25 ساعت 13 و 48 دقیقه و 12 ثانیه
این شادی هایی که مثل تیر می گذرند...
محیا
1390/10/24 ساعت 19 و 23 دقیقه و 43 ثانیه
و شادی
نیست!
کمند
1390/10/19 ساعت 19 و 28 دقیقه و 14 ثانیه
چه التهاب امید اوری اما
بی برفی
1390/10/19 ساعت 18 و 32 دقیقه و 06 ثانیه
سلام.
یا ممکنی که باورش لذیذه ...
پویا
1390/10/17 ساعت 08 و 12 دقیقه و 20 ثانیه
به قول آن نویسنده:

آدمها دو گونه زندگی را تجربه می‌کنند:

برای بعضی، غم‌ها وقفه‌هایی هستند میان شادی‌های زندگی و برای برخی دیگر، شادی‌ها سکته‌هایی کوتاه‌اند در میان غم‌ها.

ما از دسته‌ی دومیم گویا...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان