تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - معلق
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معلق

کدام گزینه را دوست دارید؟ اصلا هیچ کدام را دوست دارید؟

 

الف

شلخته راه رفتنش را دوست دارم در هیئت مردی که برایم ناشناخته است؛ کتی که قالب تن نیست با پاهایی که در کفشها گویا لق می زنند و شال گردنی که از زیر کت نا مرتب و نامتقارن بیرون زده است به سرعت از کنارم رد می شود و من با خود می اندیشم چه چیز این شلخته برایم دوست داشتنی ست؟

 

ب

کاش من آن شال گردنی بودم که وقت رسیدن بی حوصله به جارختی می آویزی اش و وقت رفتن با عجله بین یقه ی بلوز و بارانی ات جایش می دهی بی آنکه بدانی بطور مساوی از دو بر شانه هایت آویزانند یا نه؟ 

Can you get taller with yoga?
1396/05/13 ساعت 12 و 27 دقیقه و 49 ثانیه
Hi Dear, are you really visiting this web site daily, if so afterward you will absolutely take nice knowledge.
How do you strengthen your Achilles tendon?
1396/05/11 ساعت 01 و 00 دقیقه و 37 ثانیه
Way cool! Some very valid points! I appreciate you
penning this article and the rest of the site is
extremely good.
رویای جهانگردی چهارفصل
1390/09/30 ساعت 18 و 29 دقیقه و 43 ثانیه
جشنواره دوستان وبلاگی چهارفصل
آژانس مسافرتی چهارفصل به منظور تقدیر از سایتها و وبلاگهای دوست ، در نظر دارد 5 بلیط رفت و برگشت به جزیره زیبای كیش را به دوستان خود هدیه كند
برای كسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید
http://www.chaharfasl.com/index.php/blogs.html
ناصر
1390/09/30 ساعت 13 و 52 دقیقه و 36 ثانیه
سلام دوست عزیز


کلبه ی پائیزیم بعد 15 ماه بروز شد . خوشحال میشم از کلبه دیدن کنی

منتظر حضورت هستم
داروگ
1390/09/27 ساعت 15 و 58 دقیقه و 28 ثانیه
سلام. همه ی نخواند ها را یک نفس خواندم. درست و حسابی دلم برای اینجا تنگ شده بود... می بی نم که حال همه ی ما خوبست! بهتر است خودمان باور کنیم :)
پویا
1390/09/27 ساعت 10 و 28 دقیقه و 07 ثانیه
سلام

راسش من اصلاً عددی نیستم که بخوام به کسی توصیه ای بکنم.

شما خودتان استاد ما هستید.

ما را چه به این حرف‌ها

ولی جهت اطاعت امر شما باز هم باید عرض کنم که به قول اون نویسنده، گاهی برای کنار زدن بختک افتاده بر سینه‌ات، باید از خیلی چیزها بگذری.

آرامش و سبکی نیست همیشه؛ وقتی می‌‌شکنند، تازه آوار می‌‌شوند روی سر تو و چیزهایی که زمانی دوست‌شان داشته‌ای و آن‌قدر خراب می‌‌کنند و خراب می‌‌کنند و تلخی و شوری را روی صورت‌ات حک می‌‌کنند که دیگر هیچ چیز نتواند مثل روز اول‌اش شود.
چه می‌‌شود کرد، بعضی داستان‌ها، این طور تمام می‌‌شوند... چه می‌‌شود کرد


گاهی برای یک عمر بلاتکلیفی بهانه ای کافیست!
پویا
1390/09/24 ساعت 08 و 54 دقیقه و 54 ثانیه
من هر دو را دوست دارم

چون یك موقع هایی این ام

و یك موقع هایی آن

اما خودمانیم. زندگی پشت واژه های ناگفتنی هرگز جذابیتی به همراه نمی آورد.

همیشه باید رو باشی و صادق... آنها كه معماوار زیسته اند، خود را كشف نكرده اند و البته در رابطه شان صداقتی به خرج نداده اند.

این را من با تمام وجودم لمس كرده‌ام.


پریا
1390/09/23 ساعت 17 و 41 دقیقه و 26 ثانیه
نه.....
هیچکدام..
خودم...
همین هم زیادیست!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان