تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - به یاد دارم 3(پیاده روی)
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به یاد دارم 3(پیاده روی)

دریا همیشه یادآور روزهای آخر است... لحظه های دل کندن... بی مهابا دست بر شانه ی روزگار می گذارم و با پاهای برهنه ام بر شنهای نرم ساحل از خودم ایز. و انگار می کنم که قد کشیده ام و چنگ بر پریشانی هایش زده ام. غافل از یک جفت پای بازیگوش،  فرو روفته توی شنها تا همسفر خیالاتم شود و سرنوشت را به بازی بگیرد.

دم سرنوشت هم گرم که به اندازه ی یک پیاده روی، رخصت خیال می دهد و لذت رها شدن در امنیت یک عشق.


Can you increase your height by stretching?
1396/06/27 ساعت 07 و 52 دقیقه و 33 ثانیه
Howdy! I could have sworn I've visited this blog before
but after going through a few of the posts I realized it's new to me.

Nonetheless, I'm certainly happy I found it and I'll be book-marking
it and checking back frequently!
How did the Achilles tendon get it's name?
1396/06/26 ساعت 18 و 24 دقیقه و 12 ثانیه
Good way of telling, and nice paragraph to obtain information regarding my presentation topic, which i am going to convey in university.
foot pain
1396/06/13 ساعت 22 و 01 دقیقه و 25 ثانیه
My brother suggested I may like this web site.
He used to be entirely right. This publish actually made my day.
You can not believe simply how so much time I had spent for this info!
Thank you!
How can you get taller in a week?
1396/05/11 ساعت 00 و 37 دقیقه و 40 ثانیه
Hello! I simply want to give you a big thumbs up for the great info you've got
right here on this post. I am returning to your website for
more soon.
نعمت‌اللهی
1390/05/17 ساعت 12 و 04 دقیقه و 13 ثانیه
سلام

چه حس خوبی داشت این نوشته.

دست‌تان درد نکند
بی برفی
1390/03/28 ساعت 14 و 09 دقیقه و 22 ثانیه
سلام.
دلچسب بود و اینكه شنهای نرم پاهارو فرو می كشه تو خودش و وسوسه می كنه به جلو رفتن...تهش اما خیسیه و تب و لرز شاید برای یك عمر ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان