تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - پیچ و تاب
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیچ و تاب

زندگی ما زندگی جالبیه. بین تراژدی محض و کمدی ناب؛ دائم داره پیچ و تاب می خوره. یعنی یه جور غم انگیز، خنده داره. یا شایدم یه جور خنده دار غم انگیز باشه.چیزی ام نیس که وسط شو پر کنه. همه ی نکبتی ام که دچارشیم مال همینه... همین که هیچ چی مون حدّ وسط نیس. هیچ چی مون.

chocolate
1397/02/10 ساعت 06 و 49 دقیقه و 37 ثانیه
It is not my first time to pay a visit this web site, i am
visiting this web site dailly and obtain good information from here everyday.
How long will it take for my Achilles tendon to heal?
1396/06/24 ساعت 18 و 35 دقیقه و 04 ثانیه
Highly descriptive blog, I loved that bit. Will there be
a part 2?
Why do they call it the Achilles heel?
1396/05/10 ساعت 23 و 29 دقیقه و 38 ثانیه
WOW just what I was looking for. Came here by searching for
پیچ
ف.وجدان
1390/02/23 ساعت 21 و 51 دقیقه و 08 ثانیه
متاستفانه همینطوره
مگس
1390/02/16 ساعت 13 و 02 دقیقه و 21 ثانیه
ما کلا حد نداریم که بخواهیم وسطش و داشته باشیم!
محیا
1390/01/28 ساعت 13 و 02 دقیقه و 50 ثانیه
با این که کافه پیانو رو دوست دارم ولی قبول ندارم حرفش رو
حداقل زندگی من اینجوری نیست
واسه من همه چی نسبیه وجبیه نه تراژدی محضی توش وجود داره و نه کمدی محضی
اساسا هیچی نیست!
این دردناک تره...
پریا
1390/01/24 ساعت 17 و 10 دقیقه و 55 ثانیه

عجب "پرفورمنسی"!
اعظم
1390/01/23 ساعت 23 و 28 دقیقه و 20 ثانیه
زندگی یعنی همین الاکلنگی که یه روز می بردت وسط ابرها و یه روز دیگه می کوبدت به زمین... مهم اینه که نه خوشی هاش می مونه و نه بدی هاش... نه غمش موندگاره و نه طنزش...
و همه ی این چیزاست که قشنگش می کنه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان