تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - ردپا
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ردپا

به دنبال ردپایی از تو به هر گوشه ای سرک می کشم. دنبال دنج ها می گردم. آنجا ها که تو بیشتر درش قدم می گذاری. روزهای آفتابی و بارانی بهار  را بی خیال می شوم،... نه... شبهای گرم دم کرده ی تابستان آنجا نیست که پاگیرش باشی، می گذرم... می گذرم... هوای دلگیر پاییز است و تو این جا هم درنگ نمی کنی...

... زمستان است و به قول شاعر هوا بس ناجوانمردانه سرد است. برف ... برف ... برف... همه جا سفیـد پـوش شده و ردپـای تو، روی این سپیـدها عجب خودنمـایی می کند!!! ردپـایت را دنبـال می کنم. بیشتر عاشق این جستجوی انگار بی پایان هستم تا خودت. خودی که در کلبه ای آن دورها، کنار شومینه لم داده .و چیزکی می نویسد توی ابرهای بالای سرش.

مادام زیر لب می پرسم: پس کی می رسم.؟ ... اما ... خود نیز می دانم که رسیدن دلمشغولی  من نیست.

عاشق ردپایت شده ام روی این سپیدها که با بهار سال دیگر آب می شود.  

How do you treat a sore Achilles tendon?
1396/06/22 ساعت 12 و 29 دقیقه و 11 ثانیه
It's fantastic that you are getting ideas from this paragraph as well as from our argument made at this time.
foot pain
1396/06/13 ساعت 22 و 54 دقیقه و 46 ثانیه
Appreciate this post. Let me try it out.
Can you stretch to get taller?
1396/05/11 ساعت 01 و 06 دقیقه و 28 ثانیه
Great blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A design like yours with a few simple tweeks would really make my
blog shine. Please let me know where you got your design. Thanks
1389/10/16 ساعت 08 و 40 دقیقه و 47 ثانیه
تو با دلتنگی های من
تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری
تظاهر میکنم هستی

مهتــــاب
علی حسین پور
1389/09/29 ساعت 20 و 08 دقیقه و 55 ثانیه
سلام.با یه ترانه آپم.منتظرتم ها
self murder
1389/09/27 ساعت 21 و 06 دقیقه و 23 ثانیه
سلام دوست عزیز .شما میتونین به وبلاگم بیاین و تو نظرات عکس های حیوانات مورد علاقه ی خود رو بنویسین تا من اون عکس ها رو تو وبلاگم قرار بدم
مژده
1389/09/26 ساعت 23 و 02 دقیقه و 34 ثانیه
وقتی رفته دیگر عاشق ردپایش یودن به درد نمیخورد..نه پریا؟؟؟
پزیا
1389/09/26 ساعت 21 و 47 دقیقه و 06 ثانیه
عاشق چیزهایی كه دیگر نیستند!
پسرخاله
1389/09/24 ساعت 12 و 19 دقیقه و 12 ثانیه
سلام دوست عزیز...

وب قبلیم دیگه آپ نمیشه ...
البته وب جدیدم رو همراه با عزیزم مینویسیم...

خوشحال میشیم به ما هم سربزنی ...

اگه دوست داشتی ما رو به اسم..:

هام هام با رضا و سمیرا

لینک کن و خبرمون کن تا لینکت کنیم
penelope
1389/09/18 ساعت 17 و 21 دقیقه و 20 ثانیه
سلام
خیلی قشنگ بود
آخ اگه پاک نشه رد پاها
صبح و ظهر و شب تو سرما گرما نقدر نگاشون می کنی
انقدر نگاشون می کنی
که برگرده
بی برفی
1389/09/15 ساعت 12 و 40 دقیقه و 00 ثانیه
سلام.
دلچسب بود و اینکه ... ابرا شاید به سمتی می رن که همیشه بارون میاد...شاید نوشته رو ابرا که خودت رو از راه برسون و پیدام کن زودتر ... شاید دیگه سفیدی برف چشماشو زده ...خسته کرده ...
مهتاب
1389/09/14 ساعت 11 و 38 دقیقه و 37 ثانیه

nazare ghabli ham az man bud, esm naneveshtam.

1389/09/14 ساعت 11 و 37 دقیقه و 23 ثانیه
ردپای عشقتو دنبال کردم تا دعا

از تپش های غرورم ، تا گلایه از خدا

تا به کی با سایه ات در کوچه ها پارو زنم ؟

از هم اکنون تا همیشه ، از همیشه تا کجا ؟


این تب ناغافل اما استخوانهایم شکست

آذرخش چشمهایت در دل من پیله بست

ردپایم را ببین بر ماسه های داغ عشق

این طلوع عاشقی در فال و تقدیر من است


این تنور شعر من داغ است در راه غمت

تو مرا خط می زنی ، گرچه تو را میخواهمت

لنگر مهر و محبت بر زمین انداختی

من ولی "دلشوره ی شیرین" خود میخوانمت . . .
محمد
1389/09/14 ساعت 08 و 46 دقیقه و 28 ثانیه
عاشق رد پایت شده ام
عاشق جستجویی بی پایان تا خودت
خودی که کنار شومینه لم داده و چیزکی مینویسد توی ابرهای بالای سرش...

این حس پنهان بی پایان....
دو رود موازی
1389/09/13 ساعت 20 و 48 دقیقه و 54 ثانیه
ای کاش آب نشه....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان