تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - پراکنده گویی
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پراکنده گویی

1-      این روزها که می گذرد هر روز...

2-      بعد از دیدن فیلم « هر شب تنهایی » خواستم چیزکی درباره اش بنویسم. اما نشد. یعنی حسش نیامد. حالا هم احساس می کنم که کمی دیر شده برای اینکه از تجربه ی نیمه موفق  رسول صدرعاملی حرف بزنم! بازیها خوب و تقریبا تأثیر گذار بودند. حامد بهداد دیگر عصبی نبود و تمام پریشی روانش را با حس و حال دیگری به نمایش می گذاشت. به کوچکترین جزئیات فکر کرده و به خوبی اجرایش کرد. لیلا حاتمی آنقدر رئال بود که فکر نکردم نقشی درکار است. در کل کارگردانی متوسطی داشت با چهره پردازی و موسیقی خوب. اما با تمام این اوصاف چیزکی کم داشت. همه منتظر بودیم که عطیه متحول شود که شد. .... و اینکه ایده ی نریشن اصلا به دلم ننشست.

3-      یک ماهی می شود که تصمیم گرفته ام کتاب جنگ آخرالزمان رابخوانم. ولی هنوز نخریده و نخوانده امش.

4-      با کندی و طمأنینه ی غریبی ایراندخت می خوانم.

5-      سه روزی می شود که فیلم عیار 14  ساخته ی پرویز شهبازی را در یکی از سینماهای رو به افول شهرم دیده ام و هنوز از تأثیرش بیرون نیامده ام. گیجی خاصی بعد از تماشایش بهم دست داد که دوست ندارم پایانی داشته باشد. روبه راه که شدم حتما مفصل درباره اش مینویسم. البته اگر مثل هر شب تنهایی دیر نشود.

6-      ...

7-      زمزمه می کنم:

در ابعاد این عصر خاموش / من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم./  بیــــــا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است./ و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد./ و خاصیت عشق این است.

پی نوشت: این پراکنده گویی ها برای دیروز است ولی به دلیل سرعت بسیار زیاد اینترنت نشد که بفرستمش. و... اینکه... جنگ آخرالزمان را خریدم.

How much does it cost to lengthen your legs?
1396/06/24 ساعت 20 و 52 دقیقه و 09 ثانیه
Hi there, after reading this remarkable piece of writing i am as well cheerful to share my experience here with colleagues.
How can I increase my height after 18?
1396/05/11 ساعت 01 و 19 دقیقه و 08 ثانیه
Wow that was odd. I just wrote an really long comment but after I clicked
submit my comment didn't appear. Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted to say great blog!
پاپتی
1388/12/13 ساعت 19 و 19 دقیقه و 40 ثانیه
آخ من هنوز نتونستم این فیلما رو ببینم و حس می کنم شاید چیزی از دست داده باشم
ماندانا
1388/12/11 ساعت 15 و 21 دقیقه و 12 ثانیه
امسال جز سالهایی که اکثر آدمهای دور و برم به افسردگی زمستانی دچار شدن ایشالله که با اومدن بهار برطرف بشه!!!
من از بازی ها به خصوص بازی حامد بهداد بیشتر از فیلم خوشم اومد!!!عیار 14 هم که پیوست به فیلم های ندیده ام
راستی تنهایی بزرگش خوبه
بی برفی
1388/12/10 ساعت 12 و 47 دقیقه و 08 ثانیه
سلام.
1:خدا رو شکر که می گذره ...
2:یکی از دوستا گفت که موقع شروع این فیلم 30 یا 40 نفر توی سالن بودن و وسط فیلم که سر برگردونده 5 نفر نشسته بودن ...دوتاشون سرباز بوده
3:اصل تصمیمه ...
4:مجله بدی نیس ..
5:از من پیش افتادی چون من دو هفته س که می خوام ببینمش ...می ترسم به پای نفس عمیق نرسه ...
6:...
7:تنها مرو ...
hamoon
1388/12/10 ساعت 00 و 59 دقیقه و 32 ثانیه
جنگ آخرالزمان محشر است...اما هرشب تنهایی فاجعه ای بیش نیست
SASAN
1388/12/8 ساعت 20 و 40 دقیقه و 36 ثانیه
سلام دوست عزیز. وبلاگ جذاب و پر محتوایی داری. منو به اسم:
"بازار صفا سیتی(هرچی بخوای داره)" لینک کن و بعد تو نظرات وبلاگم منو خبر کن تا لینکت کنم
با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان