تبلیغات
شب،سکوت،کویر... - مشکاتیان دیگر بین ما نیست.
شب،سکوت،کویر...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مشکاتیان دیگر بین ما نیست.

 

دو روز پیش از رادیو خبر رفتنش را شنیدم. متأسف شدم. اما ... خب در هر حال مرگ دیر یا زود سراغ همه می آید حتی اگر پرویز مشکاتیان باشی!

 

زندگی

پرویز مشکاتیان کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌شد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.

استاد پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

 

فعالیت حرفه‌ای

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سه‌تار) همکاری داشت.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او طلاق گرفت. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.

او در سال‌های اخیر کارهای کمتری بیرون داده‌است و خود سرپرست یک گروه موسیقی مشهور بوده که بنا به گفتهٔ اعضای گروه به سبب کم کاری وی آن گروه از هم پاشید (در سال ۱۳۸۴). یکی از واپسین کارهای وی یک نوار تکنوازی بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.

مشکاتیان، کتاب‌های فراوانی در زمینهٔ سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کرده‌است. از این کتابها می توان به اثرهای رزم مشترك، شعر بی واژه، لاله بهار، بیداد و بیست قطعه برای سنتور اشاره نمود.

روحش شاد و یادش گرامی باد!

برای دیدن آلبوم عکسها به ادامه ی مطلب مراجعه نمائید.

 

 

 

foot pain
1396/06/13 ساعت 22 و 00 دقیقه و 38 ثانیه
Hurrah, that's what I was exploring for, what
a material! present here at this weblog, thanks admin of this site.
How you can increase your height?
1396/05/11 ساعت 02 و 20 دقیقه و 28 ثانیه
Hello, Neat post. There's an issue along with your website in internet explorer, could test this?
IE nonetheless is the marketplace chief and a good part of other
folks will leave out your fantastic writing because of this problem.
triple H
1388/07/2 ساعت 23 و 49 دقیقه و 47 ثانیه
خوشبختانه این جا شرایط جوریه که آدم دوست داره حرفای جدی بزنه .درسته ... خصلت آدما اینه که فراموش کارن اما با این حرف موافق نیستم . اولا" دور از جون بعد از 120 سال ثانیا" ما نمی تونیم این طور درمورد خودمون قضاوت کنیم البته یه چیزی هم هست آدما انقدر به دیگران و اطرافیانشون فکر می کنن که خودشون رو به کل فراموش می کنن اگه می خواین ارزش خودتون و تو محیط زندگی بسنجید ; یه روز به بهانه یه بیماری سخت ( دور از جون) دانشگاه نیاین به چند دقیقه نمی کشه تلفن و موبایل و مسنجر پرشده از پیام های احوال پرسی و دلجویانه از طرف همون ایی که فکر می کردیم نسبت به ما بی تفاوتن . اگه باور ندارین یه بار امتحان کنید .
آدم هر چه قدر که بد و زشت و غیر قابل تحمل و... باشه همیشه در اطرافش کسایی رو دراه که دوستش دارن اما یا ما ازشون بی خبریم یا اونا روشون نمیشه خودشون رو رو کنن.
.
.
هیچی ... بهتره برم اشعار استاد مشیری /شاملو بخونم .( به کسی این پیشنهاد و نمی کنم )
ماندانا
1388/07/2 ساعت 19 و 52 دقیقه و 29 ثانیه
باز خوبه وقتی میمیریم یه عده بگن حیف!!!من یکی که از بعد مرگ خودم مطمئن نیستم!!!
مرسی
triple H
1388/07/2 ساعت 13 و 13 دقیقه و 01 ثانیه
درود بر شما
والا من خودم زیاد موسیقی سنتی دوست ندارم اما از ساز سنتور خوشم میاد برای همینم با اساتید این رشته تا حدودی آشنایی دارم مخصوصا" گروه کامکار که همشهریمن. با استاد مشکاتیان هم کمو بیش آشنایی دارم که توضیحات شما فکر می کنم اونقدر کامل بود که جای هیچ حرفی نمی مونه
واقعا" که .. خیلیا تا دیروز نمی دونستن این آدم کی بوده و چی کار می کرده حال امروز که خبر مرگش و میشنون میگن : اااااا استاد مرد !!!!! حیف شد ..عجب . ولی حقیقتیه که :
باید بری تا بدونن بلکه قدرت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

ناگهان زیر پایم چاهی دهان گشود! سقوط کردم.چاه "ویل" بود. ویل،"وای "!
ناگهان روزنه ای از زیر، پدیدار شد. روزنه ای بر سقف آسمان این جهان. لحظه ای گذشت و لحظاتی.
به زمین افتادم. پیرامونم را نگریستم.
باز کویر!
خلوت و هولناک و بی کس!
و من پرنده ای مجروح، در قلب تافته ی کویر!
مدیر وبلاگ : مارال اسکندری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان